![]() |
![]() |
|
| دانلود، بازی ، ترفند ،هنر و ... |
|
در تاريخ ايران و به مفهوم كلان تاريخ جهان كمتر افرادي را سراغ داريم كه
كردار و گفتار آنها به سود نوع بشر و فراتر از زمان و مكان باشد. آنچه در
حيطه شمول و زيرمجموعه حقوق بشر ، آزادي ،برابري و ساير مفاهيم بشر
دوستانه قابل تعريف و بررسي است كه طبق آن حقوق اقليتهاي قومي، مليت هاي
گوناگون و نژادهاي مختلف انساني تامين و ضمانت مي شود، براي اولين بار به
شكل مدرن و قانونمند در منشور حقوق بشر كوروش آمده است.
امروزه شاهديم ملتهايي هستند كه با بهره جستن از اين دستاوردهاي تاريخي، از آن به عنوان ابزار سياسي حاكم بر ساير جوامع بشري بهره برداري مي نمايند ليكن خود ايرانيان از آن غافل يا بي بهره اند. شگفت آورتر اين كه ،دولتهايي كه اين مفاهيم را مورد استفاده قرار مي دهند خود هيچگونه اعتقاد و پايبندي به آن قوانين ندارند.بلكه با استفاده از نام و و شخص اعطاكننده اين حقوق سعي در بدنام كردن آن شخص دارند. اكثر فرمانروايان تاريخ هنگام لشكركشي يا مقهور ساختن سرزميني، از هيچ گونه جنايت و بي رحمي رويگردان نبودند.اسكندر، فرعون، كراسوس، چنگيز و تيمور كه وحشيانه آثار تمدن و مظاهر فرهنگ ايران را دستخوش چپاول ، ويراني، سوختن و عقده هاي بيمارگونهي شخصي خودشان قرار دادند و همانند ديو پليد و پلنگ وحشي بر چهره ماه كونه فرهنگ و تمدن ايران چنگ انداختند. در حالي كه به جرات مي توان گفت تمامي تاريخ نگاران بشري، اعم از ايراني، غربي و عربي و خواه دوست و دشمن، رفتار سياسي و خصلت بشردوستانه كوروش را ستوده اند.گزنفن، هرودوت، آشيل، آريان، پولي ئن،پليناسى آشيليوس و... در دوران باستان و در دوره معاصر هارولد لمب، آلبر شاندور، ژوزف كنت دو گوبينو، بروسوس ،دانيل روپس، هگل، فراي ، دياكونوف ،پي ير برايان، يوزف وسيهوفر و بسياري ديگر از از اين دست هستند.افلاطون كوروش را سرداري عاليقدر خوانده كه براي ميهن خود پيشرفت به ارمغان آورد.امرسون (نويسنده) گفته است: همه افراد انساني از تاجگذاري اين افراد شادمان مي شوند...»، گزنفن نوشته است: «بسياري از افراد فقط نام و وصف شنيده بودند ، اما همواره آرزو مي كردند كه كوروش فرمانرواي آنها باشد ». زمان گريشمن نيز در خصوص اين اخلاق كوروش مي گويد: «خدا اين افراد را دوست دارد و ذاتا فرمانروا آفريده است». ديويدور هم كوروش را از جنبه ي كفايت و محسنات اخلاقي سرآمد دوران مي داند. كوروش فردي است كه باري نخستين بار اين مفاهيم پربار و اساسي علوم سياسي را در قالب تساهل و مداراي «كوروشي» - نامي كه تاريخ نگاران به آن داده اند- به كار گرفت و در اصول كشورداري اش اجرا كرد. اگر سياست را علم بكارگيري قدرت درهمه ي زمانها و مكانها يا هنر فرمان راندن بر ديگران تعريف كنيم، اين جنبه از علم سياست در رفتار كوروش، به عنوان نخستين منادي حقوق بشر نمايان است و درباره ي او مصداق دارد. گزنفن ،موروخ و سردار يوناني كه بيش از هركسي مجذوب شخصيت كوروش بوده و به دوران او نزديك است، رفتار او را تاييد كرده و به عنوان سرمشق براي حكومت گران آينده پيشنهاد مي كند، نوشته است:«او در تمام دوران زندگي خود از هدفي برتر و مقدس پيروي مي كرد.كوروش دوستدار انسانيت، خواستار حكمت و دانايي و آزادي ،قوي ارداه و راست كردار بود.توانست دلهاي مردمان را شيفته ي خود سازد...». موضوع مهمي كه با قياس از مردان سراسر تاريخ، چهره او را به عنوان يك زمامدار، فرمانده ي پيروز، عدالتگر، سياستمدار برجسته و پيام آور صلح و دوستي و رعايت حقوق افراد و عقايدشان، برتر از ديگران قرار داد.در همين سيرت نيك سياسي و اخلاقي او نهفته است. كوروش برخلاف شيوه ي حكومتهاي پيش از خود - همانند آشوريان و ساير اقئام غارتگر - امنيت ايران را در نابودي و اسارت و بردگي مغلوبين جستجو نكرد بلكه به همگي آنها حقوق مردمان آزاد را بخشيد و رسم بردگي را در تاريخ برانداخت. كوروش امنيت واقعي بر پايه ي سازگاري اجتماعي، بردباري و پاسداشت حقوق اقوام و مردم و محترم شمردن آيينهاي انسانهاي دربند و اسير، پايه گذاري كرد. درباره عظمت و بزرگي شخصيت كوروش گفته شده كه :«تمام دنياي باستاني، وي را همواره همچون مردي فوق العاده و بي مانند نگريست. پارسيان كه كوروش از گمنامي به شهرتشان رسانيد او را پدر و يونيان اگرچه دل خوشي از او نداشتند اما به وي در چشم يك فرمانرواي آرماني نگاه مي كردند». هرودوت ،موروخ شهير يونان باستان هم گفته است:«ايرانيان رفتار ملايم او را همواره به ياد داشتند و در ميان مردم پرآواره بود.همه ي اينها دليل سپاس و مهرورزي مردم نسبت به بنيانگذار دودمان هخامنشي است». خصوصيات كوروش كه وي را يكي از بزرگترين و برجسته ترين شخصيتهاي تاريخ باستان و در معاصران خود اثرات بسيار عميق گذاشته، عبارتند از: تصميم گيري فوري در عمليات هاي جنگي، درك و هوش بالا در اجراي صحيح و دقيق وظايف محول، توانايي بالا در جذب همه ي كساني كه به مساعدت و معاضدت آنها نياز داشت. صبر و شكيبايي، رافت و گذشت نسبت به همه ي افراد اعم از دوست و دشمن، غني و فقير، رعيت و ... . رفتار كوروش موجب شهرت جهاني او در سطح ملل قديم و صحنه ي جهان امروز غرب شد. به گفته ي موري. كوروش به دليل رها ساختن يهوديان از اسارت و اجازه دادن به تجديد بناي معبد اورشليم ، آوازه ي جاوداني اش را در سنت غربي به دست آورد . شالوده اي كه او پي افكند، جانشيان بلافصلش بويژه داريوش كبير (ق.م 486- 522) بزرگترين امپراتوري باستاني خاور نزديك را ك از درياي اژه تا هند و از عربستان تا قفقاز گسترده بود به وجود آورد. منشور كوروش بر استوانه اي گلي و هنگام فتح بابل از سوي او نقل و نوشته شده و انتشاريافته است.نكاتي در اين اعلاميه جالب و شگفت آور وجود دارد كه امروزه بناي حقوق بشر در سازمان ملل متحد (U.N.O) قرار گرفته و جالبتر اين كه هيچ شعري مناسب تر از سروده ي شيخ اجل سعدي شيرازي پيدا نشده كه بر سردر آن نقش ببندد : بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار كوروش در اعلاميه خود گفته است:«اينك كه به ياري اهورامزدا ، تاج شاهي ايران و بابل و سرزمينهاي هم جوار را بر سر گذاشته ام، اعلام مي كنم تا روزي كه زنده هستم، و خداوند توفيق حكومت را به من مي دهد، رسوم ملتهايي را كه من پادشاه آنها هستم كوچك نمي شمارم. من آنها را محترم خواهم شمرد، زيردستان من نيز موظف هستند چنين كنند .... من هرگز پادشاهي خود را بر هيچ ملت و قوميتي تحميل نخواهم كرد، هر ملت آزاد مرا حاكم خود بداند يا نه، و من براي حكومت بر آنان مبادرت به جنگ نخواهم كرد، من نمي گذارم كسب به ديگري ظلم كند يا اهانت روا دارد. اگر چنين كرد ظالم او را تنبيه و حق مظلوم را از وي گرفته و به او خواهم داد ، نمي گذارم كسي را به بيگاري بگيرند و برده خود كنند. هر كس هر ديني را كه دارد و متناسب با عقايد اوست مي تواند گزينش كند و در هر نقطه اي كه ميل دارد سكونت كند. مشروط بر اينكه به حقوق ديگران لطمه نزند، يهوديان محترم خواهند بود و آزاد براي انتخاب محل زندگي . هركس پاسخگوي اعمال خود است و به واسطه ي قدرت و انتخاب و اختيار و آگاهي كه دارد در برابر ارتكاب هر عملي مستوجب پاداش يا كيفر خواهد بود. ... نخواهم گذاشت مردان زنان را به كنيزي بفروشند و غلام خود كنند... از خداوند خواهانم مرا در كارم كامياب گرداند...». اين منشور در چهل و پنج بند صادر شده اما متاسفانه برخي از بندهاي ارزشمند آن در اثر عوامل فرسايشي ، تخريب و سهل انگاري افراد مختلف از بين رفته اما همان قسم باقيمانده نيز يك عالم حرف براي گفتن دارد .هيچ كس نتوانسته يا نخواسته چنين قانوني رسا، گويا و پرمعنا و مفهوم را در تاريخ باستان وضع و اجرا كند. منبع: روزنامه جام جم، تاريخ نامعلوم |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 11:6 AM توسط نرگس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
موضوع این وبلاگ دانستنیهاست، در هر موردی.
اگه خواستید مطلبی رو از اینجا کپی کنید ، منبع رو هم ذکر کنید،خیلی ممنون میشم. |
| جستجو در مطالب وبلاگ |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
رایانه و فن آوری فیزیک و شیمی محیط زیست و حیات وحش علم نجوم و ریاضیات تاریخ و باستان شناسی موضوعات دیگر هنر و ادبیات |
|
RSS
|